-
۲۱ تیر ۰۱ ، ۱۸:۰۴ ۰ نظر
زن:تا دفعه ی بعد اقای هلمز
_ صبح بخیر اقای هلمز
_ حالت بهتره؟
_ من خوبم با اینکه نپرسیدی
_ من گرسنه نیستم ، بیا شام بخوریم
_ حوصلم تو هتل سر رفته ، به من بپیوند. بیا شام بخوریم
_ وبلاگ جان خنده داره ، فکر کنم بیشتر از من از تو خوشش میاد
_ من میتونم تاور بریج و ماه رو از اتاقم ببینم . بیا بیرون جایی که من هستم و به من بپیوند
_ امروز توی خیابون دیدمت . تو منو ندیدی
_ میدونستی اون کلاه واقعا بهت میاد؟ مگه نه ؟
_ به خاطر خدا ، بیا شام بخوریم
_ کلاه بامزتو دوست دارم
_ من مصر هستمو دارم با یه ادم احمق صحبت میکنم ، سوار هواپیما شدم . بیا شام بخوریم
_ خیلی توی صحنه جرم جذاب به نظر میرسی
_ حتی اگر چیزی خوردی، بیا شام بخوریم
_ بزن بی بی سی 1 همین الان ، می خندی
_ دارم فکر میکنم که یه هدیه کریسمس برات بفرستم
_ تاقچه
_ من نمردم ، بیا شام بخوریم
شرلوک: سال نو مبارک
زن: خداحافظ اقای هلمز
۳۷۵ Irene Adler
درباره من

جدال دو هوش برتر
زنی که توانست کارآگاه باهوش مارا شکست دهد
تنها کسی که هلمز از او بعنوان زن یاد میکند
گویا تمام ویژگی های جنس خودش را دربر دارد
برای هلمز، او همیشه "زن" است
طبقه بندی موضوعی
- Irene fact (۲)
- دیالوگ (۱)
- احتمالی برای اینده (۱)
- جالب انگیز (۲)
- ادلاک (۱)
آخرين عناوين
آرشيو
- مهر ۱۴۰۲ (۱)
- مرداد ۱۴۰۱ (۱)
- تیر ۱۴۰۱ (۳)
- دی ۱۴۰۰ (۲)
- آذر ۱۴۰۰ (۱)
- مرداد ۱۳۹۹ (۳)
- تیر ۱۳۹۹ (۵)